از الف‌های والامقامی که از حمله نامردگان در کوئل‌تالاس جان سالم به در برده بودند اکثریت آنها الف‌های خون شدند. الف‌های خون لباسهایی به رنگ قرمز و سیاه می‌پوشند و سبک مو هایشان شباهت به الف‌های والامقام دارد. شکل جادویی الفبای آنها و خالکوبی‌های بروی بدنشان به شکل دشمنها یا نگاههای خشمناک است. بسیاری از جادوهای سنتی آنها فراموش شده‌است و در عوض اهرم جادوهای سیاه از آنسوی قلمروی خود را دارا هستند. بسیاری از الف‌های خون طلسم شکن هستند و می‌توانند قدرت‌های جادویی را از دیگر طلسمگر‌ها بربایند و زیر سلطه خود در آورند. بسیاری از آنها شکارچیان دیو شدند. الف‌های خون در جادو‌هایی که بکار می‌بردند افراط می‌کردند و در اطراف سرزمین زیبایشان در نشان دادن جادو بسیار کم احتیاط بودند. بعضی از الف‌های خون هنوز راه اجداد خود را همچون پاسبان حفظ کرده‌اند. تعداد زیادی از آنها جادوهایشان را در کارهایی که دوست داشتند بکار می‌بردند. بعضی‌ها در نور مقدس خلقت همچون منبعی از انرژی دست کاری کردند. و از آن بعنوان ابزاری برای انتقام استفاده کردند. گرسنگی آن‌ها برای جادو آنچنان شدید بود که به آن اعتیاد پیدا کرده بودند. نخستین مظهر فرهنگ الف‌های خون اعتیادشان به جادو قبل از بکاربردن آن بود. الف‌های بدشانس کسانی بودند که تسلیم اعتیاد شان شدند و آنها را به نام «طرد شده گان»می‌شناسیم. گرچه الف‌های خون و الف‌های والامقام سابق در اصل از یک نژاد بوده‌اند، تنها تفاوتی ساده را میان این دو می‌توان متذکر شد. بخاطر جاری شدن نیرو‌های شیطانی توسط رگه‌هایی از الف‌های خون است. آنها چشمان سبز بر افروخته‌ای داشتند. که هرکدام نشان دهنده فساد شیطانیشان است. حدس‌هایی زده شده که الف‌های خون سرانجام حالت فزیکی بدنشان بر اثر استفاده بیش از حد از جادو تغییر خواهد کرد. شبیه راهی که ناگا‌ها و استایر رفتند و توسط نیروهای بکار برده توسط خودشان فاسد شدند، این احتمال خیلی ضعیف است زیرا علت آن این است که تعداد کمی از الف‌های والامقام هنوز به اتحاد خدمت می‌کنند. و حق دارند به مدت زیادی زندگی خود را بدون استفاده از قدرت‌های جادوئیشان سپری کنند. در نتیجه این، تعداد کمی از بازماندگان الف‌های والامقام هستند که هنوز به الف‌های خون که بطور قطعی توسط دیوانگیشان رانده شدند و مردند تغییر پیدا نکرده‌اند. محتمل است که اگر یک الف والامقام اعتیاد پوستش را تغزیه کند ممکن است به رنگ برنزه طبیعی با چشمان بر افروخته آبی در آید. الف‌های خون در عوض چشمانی آبی چشمانی سبز دارند بخاطر اینکه منابع جادوی سیاه را دریافت می‌کنند که منجر به تبدیل شدن به شکل دیوها می‌شود تا اینکه چشمه خورشید یا بقیه منابع جادویی الف‌های والامقام مورد استفاده قرار گیرد از الف‌های والامقامی که از حمله نامردگان در کوئل‌تالاس جان سالم به در برده بودند اکثریت آنها الف‌های خون شدند. الف‌های خون لباسهایی به رنگ قرمز و سیاه می‌پوشند و سبک مو هایشان شباهت به الف‌های والامقام دارد. شکل جادویی الفبای آنها و خالکوبی‌های بروی بدنشان به شکل دشمنها یا نگاههای خشمناک است. بسیاری از جادوهای سنتی آنها فراموش شده‌است و در عوض اهرم جادوهای سیاه از آنسوی قلمروی خود را دارا هستند. بسیاری از الف‌های خون طلسم شکن هستند و می‌توانند قدرت‌های جادویی را از دیگر طلسمگر‌ها بربایند و زیر سلطه خود در آورند. بسیاری از آنها شکارچیان دیو شدند. الف‌های خون در جادو‌هایی که بکار می‌بردند افراط می‌کردند و در اطراف سرزمین زیبایشان در نشان دادن جادو بسیار کم احتیاط بودند. بعضی از الف‌های خون هنوز راه اجداد خود را همچون پاسبان حفظ کرده‌اند. تعداد زیادی از آنها جادوهایشان را در کارهایی که دوست داشتند بکار می‌بردند. بعضی‌ها در نور مقدس خلقت همچون منبعی از انرژی دست کاری کردند. و از آن بعنوان ابزاری برای انتقام استفاده کردند. گرسنگی آن‌ها برای جادو آنچنان شدید بود که به آن اعتیاد پیدا کرده بودند. نخستین مظهر فرهنگ الف‌های خون اعتیادشان به جادو قبل از بکاربردن آن بود. الف‌های بدشانس کسانی بودند که تسلیم اعتیاد شان شدند و آنها را به نام «طرد شده گان»می‌شناسیم. گرچه الف‌های خون و الف‌های والامقام سابق در اصل از یک نژاد بوده‌اند، تنها تفاوتی ساده را میان این دو می‌توان متذکر شد. بخاطر جاری شدن نیرو‌های شیطانی توسط رگه‌هایی از الف‌های خون است. آنها چشمان سبز بر افروخته‌ای داشتند. که هرکدام نشان دهنده فساد شیطانیشان است. حدس‌هایی زده شده که الف‌های خون سرانجام حالت فزیکی بدنشان بر اثر استفاده بیش از حد از جادو تغییر خواهد کرد. شبیه راهی که ناگا‌ها و استایر رفتند و توسط نیروهای بکار برده توسط خودشان فاسد شدند، این احتمال خیلی ضعیف است زیرا علت آن این است که تعداد کمی از الف‌های والامقام هنوز به اتحاد خدمت می‌کنند. و حق دارند به مدت زیادی زندگی خود را بدون استفاده از قدرت‌های جادوئیشان سپری کنند. در نتیجه این، تعداد کمی از بازماندگان الف‌های والامقام هستند که هنوز به الف‌های خون که بطور قطعی توسط دیوانگیشان رانده شدند و مردند تغییر پیدا نکرده‌اند. محتمل است که اگر یک الف والامقام اعتیاد پوستش را تغزیه کند ممکن است به رنگ برنزه طبیعی با چشمان بر افروخته آبی در آید. الف‌های خون در عوض چشمانی آبی چشمانی سبز دارند بخاطر اینکه منابع جادوی سیاه را دریافت می‌کنند که منجر به تبدیل شدن به شکل دیوها می‌شود تا اینکه چشمه خورشید یا بقیه منابع جادویی الف‌های والامقام مورد استفاده قرار گیرد .

بخاطر بی احتیاطی‌هایی که در هدایت جادوی بزرگ محرمانه کردند، الف‌های والامقام آن را در زمان اوج قدرت امپراطوریشان بکاربردند، الف‌های والا مقام تشنگی سیری ناپذیری برای توسعه سحر و جادو داشتند؛ این اعتیاد اگر تغذیه نمی‌شد عاقبت به دیوانگی و نهایتا به مرگ ختم می‌شد. منبع قبلی که این عطش را سیراب می‌کرد چشمه خورشید محبوبشان بود. این چشمه جادویی بزرگ بروی دایره قدرت ساخته شده بود. چشمه خورشید یکی از منابع جادویی بسیار قدرتمند در تمام ازروت بود. نیروهای جادویی از آن متشعشع می‌شد که پیشتر الف‌های والا مقام را با نیروهای جادویی غیر قابل باور تغذیه می‌کرد. در یک روز وحشتناک الف‌های والا مقام را از منبع محرمانه قدرت جدا کردند و در نتیجه آنها این هتک حرمت را تحمل کردند و در تاریکی فرو رفتند. در تاریک ترین لحظه‌های الف‌های والا مقام، کیل تاس سان‌استرایدر، آخرین خط نژاد سلطنتی از بین رفته از آخرین باقی مانده گان الف‌های والا مقام، آن‌ها را به افتخار منابع جادوئیشان الف‌های خون نام گذاری کرد. تغذیه از آنها باعث می‌شد موقتا خود را محافظت کنند. بعد از اینکه الف‌های خون به ایلیدن و ناگا پیوستند. به آنها نیروهای قدرتمند جادوی شیطانی اعطا شد که نه تنها آنها را حفظ می‌کرد. بلکه بخوبی أنها را تقویت می‌کرد. اکنون آنها از این که در منابع قدرت‌های تاریک و بازیابی بیشتر توانایی‌های قدیمشان مسرور بودند. بسیار بی پروا تر از گذشته الف‌های خون از هیچ چیزی برای بدست آوردن قدرت، بدون توجه به پیامد آن چشم پوشی نکردند. زمانی که جادوی سیاه را فرا گرفتند می‌دانستند که استفاده کردن از آن برای تقویت شدنشان کافی است، الف‌های خون همیشه بدنبال راه‌هایی برای سرعت بخشیدن به افزایش قدرت خودشان بودند و در استفاده بی رحمانه از هر جادویی بروی مخلوقات تردید نمی‌کردند. تغذیه از این منابع تا زمانی که یک پوسته باقی می‌ماند ادامه می‌یافت و آن را عاری از هر نوع زندگی می‌کرد. عطش آنها برای جادو شاید در بازی جهاد سوزان مشهود باشد.

الف‌های خون اصولا شرور نیستند. هرچند که ممکن است منفور، بی‌احتیاط و متکبر دیده شوند. بیشتر شبیه جدا شده‌گان هستند، نژادی هستند که رنج و سختی فراوانی را در دوره اخیر تحمل کرده‌اند. بارها تدابیری برای پیداکردن جایگاه خود در زندگی به اجرا در آوردند و هربار شکست خوردند. این اقدامات نامتعارفشان باعث شد که دشمنان و منتقدین زیادی برای خود بتراشند. الف‌های خون با فراموش شده‌گان دوستی بسیار کمی داشتند. همچون یک الف والامقام سیلوانس بادپا نامردگان بی عقل را فرماندهی می‌کرد و تلاش می‌کرد تا جایگاهی برای مردمش در ازروت بیاب . ارک‌ها، فرمان بَردار جادوی ورلاک و فساد شیطانی خودشان بودند، آنها مواظب متحدین جدیدشان بودند اما برای آنها شکی سودرسان بهمراه امیدی برای رستگاریشان بود.(این همان استدلال ترال بود که اجازه داد فراموش شدگان در هورد پذیرفته شوند). تائورن‌ها، گرچه بخاطر اعتیاد جادویی الف‌های خون ترسیده بودند. در دیدگاه ارک سهم داشتند. ترول‌های تیره نیش، به رغم نفرتی که از الف‌ها داشتند. به ترال وفادار ماندند. الف‌های خون در راه پیشرفت هیچ وابستگی با منقطع یا ناگا نداشتند بخاطر اینکه آنها هنوز به نیروهای کیل تاس در اوتلند نپیوسته بودند. آنها عقب‌تر بودند، تا به دیگران راه رسیدن به رهبرشان کیل تاس را نشان دهند. در ادامه آنها خواستار بازسازی جایگاه قدرت پیشین خود پایتخت باستانیشان : کوئل‌تالاس شدند. هورد در پذیرش الف‌های خون مردد بود. در مقایسه با اتحاد، که آشکارا آنها را نپذیرفت. انسان‌ها، دورف‌ها و گنوم‌ها اتحاد خود را با متحدین پیشین خود، همچون خائنینی به آرمانشان رد کردند، زمانی که تعداد کمی از الف‌های والامقام باقی مانده بودند آنها را هم به چشم نفرت و هم به چشم ترحم نگاه می‌کردند. بدتر از رفتار بد همه آنها، رفتار الف‌های شب بود. کسانی که الف‌های خون را به‌سان موجوداتی بسیار خطرناک برای زنده مانده می‌دانستند.

علارقم این حقیقت که اکثریت الف‌های خون اعتقادات خود به نور را بعد از نابودی کوئل‌تالاس از دست داده بودند. آنها راه جدیدی برای مهار قدرت الهی بدون نیاز به سالها آموزش سخت و طاقت فرسا و ایمان داشتن به نور پیدا کردند. بطور عادی به استعداد خدادادی وابسته بود. نور مقدس فقط یک موهبت برای محافظت از جان، عدالت، حقیقت و درستی نبود. قدرتی جادویی بود و قدرتی این چنین می‌توانست سرقت شود، مهار شود و به عنوان اسلحه‌ای برای مقاصد غرض ورزانه استفاده شود. معمولا این قدرت الهی فقط به پیروان درستکار و وفادار به نور کمک می‌کرد. کسانی که شفا بخش بودند، نجات می‌دادند و قربانی کردن جان خودشان برای نجات جان دیگران بود. الف‌های خون از چیز‌های بسیاری نفرت داشتند. که این یکی از عیوب آنها بود و در عوض اکنون راه سرقت از این جادو را برای اهداف پیچیده خود یافته بودند. آنها موفق شدند از نور بوسیله اهرم نیروها از یک نارو تسخیر شده استفاده کنند. موجودی که می‌توانست بهترین توصیف را از نور برای خودش داشته باشد. با استفاده نیروهای تاریک، الف‌های خون قادر به دعا کردن مردمشان با قدرت گرفته شده از نارو شدند و به آنها این توانایی را می‌داد که تبدیل به پالادین شوند. زمانیکه این الف‌های خون پالادین، که بعضی اوقات شوالیه‌های خون نامیده می‌شدند، داری توانایی‌هایی همانند پالادین‌های اتحاد می‌شدند. قدرت‌های تاریکتر آنها باعث می‌شد تا قدرت‌های منحصر بفردی داشته باشند.